yashar392 - 7asemon
درباره من : ﺁﻫﺎﯼ ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺘﻮ ﻣﯿﺨﻮﻧﯽ . . . ﺁﺭﻩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩِﺗَﻢ ... ﺍﺯ ﺧُﺪﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﻭ ﻗﺸﻨﮕِﺖ ﺑِﺮﺳﯽ . ﺗﻮ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻭ ﺳﺎﯾﺮﯾﻦ ﺩﻋﺎ ﮐﻦ:)
 

مشخصات

موارد دیگر
yashar
مهربون
1361-12-04
m - مجرد
اسلام
آذربایجان شرقی
rangkar
وزن: 70 - قد: 180
رفته ام
c6_01

دنبال‌کنندگان

آخرین بازدیدکنندگان پروفایل

در صورتی که تمایل دارید yashar را دنبال کنید باید ابتدا وارد سایت شوید!
yashar
yashar
یادتونه این باطری قلمیا وقتی تموم میشد در مرحله اول با ضربه زدن شارژش میکردیم ، در مرحله دوم تو ظرف آب جوش ۱ساعتی میذاشتیم بجوشه۶ماه دیگه کار میکرد ؛ در مرحله آخر با پیچ گوشتی یا چاقو می افتادیم به جونش که ببینیم توش چیه …
yashar
yashar
دقت کردین سریع ترین جواب به “ چی گفتی ” ، “ هیچی بابا ” میباشد ؟ :D
yashar
yashar
یکی از فانتزیام اینه که : مراسم عیددیدنی مثه مراسم خواستگاری بشه ، وسط مراسم یکی بلند بگه : خُب دیگه بریم سر اصل مطلب ! بعد همه عیداشون رو بدن ما انقدر معطل نشیم :D
yashar
yashar
تا حالا دقت کردین همه طرح های بانک ها، اسم دختره! مثلا طرح شاپرک یا طرح شبنم! چرا اسم پسر نمیزارن مثلا طرح مَمَد، غلام و . . . ؟ :D
yashar
yashar
یادش بخیر چه هیجانی داشت، روزی که قرار بود زنگ آخر به خاطر جلسه معلما زود تعطیل بشیم :oops:
yashar
yashar
دقت کردین معلما وقتی چندتا نکته میگن تو دفتر بنویسیم و بعدش میگن چند تا نکته شد هرکی یه چیزی میگه ! یکی میگه ۲۵ تا ، یکی میگه ۲۳ تا ؛ خلاصه همیشه سواله برام این قضیه ! :|
yashar
yashar
امروز به این دخدره همکلاسیم میگم ، این لب تاپ منو بزن به برق ، شارژ نداره ! میگه : چرا لب تاپت رو خونه نمیزنی تو برق ؟ ها ؟ میگم از تو چه پنهون ، یکی از فانتزیام اینه که لب تاپم رو فقط تو دانشگاه بزنم تو برق ، تو خونه صرفه جویی کنیم ، پول قبض برقمون کم بیاد ، بعد بابام پولام رو جمع کنه واسم یه پراید بخره ، بعد من برم دخدر همسایمون رو بگریم ، بریم تو افق با هم زندگی کنیم ، بعد بچه دار شیم ، یه دخدر یه پسر ، اسم پسره رو بذارم افق علی ، اسم دخدره رو هم بذارم افق چهره :lol: یعنی ۳۷ دقیقه و ۲۱ ثانیه این شکلی بود => :| خواستم با فانتزی آشنا بشه خوب ، درس سه واحدی رو هیچی نفهمید اشکال نداره ترم بعدی پاس میکنه :lol:
yashar
yashar
زمانى که ما مدرسه مى رفتیم یک نوع املا بود به نام “املا پاتخته اى” ، در نوع خودش عذابى بود براى کسى که پاى تخته مى رفت ، یه حسى داشت تو مایه هاى اعدام در ملا عام ما :!: معلم 8O همکلاسی ها :D
yashar
yashar
یادتون میاد؟ کلاسی که در داشتن خودکار استدلر بود در سوار شدن بی ام دبلیو نبود ؟
yashar
yashar
یکی از بچه های فامیل که ۵سالشه اومده به مامانش میگه از بازیهای مسخره تبلت خسته شدم یه چیز پیشرفته تر میخوام ! ما بچه بودیم کاغذ میجویدیم میزاشتیم تو لوله خودکار پرت میکردیم طرف تخته سیاه :D
yashar
yashar
میز نیمکت های چوبی و میخ دار رو کی یادشه ؟ زیر میز ۳تا جای کیف یا کتاب داشت … وقت امتحان یه نفر باید میرفت زیر میز و ورقه ش رو میزاشت رو نیمکت …
yashar
yashar
دقت کردین همیشه موقع تماشا کردن یه فیلم باحال، وقتی کانالو عوض می کنی می بینی تمام شبکه ها دارن، تمام برنامه هایی رو که تو دوست داری همون موقع پخش می کنن ؟ :|
yashar
yashar
یادش بخیر گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون یا کتابمون نقاشی می کشیدیم، بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن :oops:
yashar
yashar
تا حالا دقت کردین، که همیشه سلیقه اون کسی که کنترل تلویزیون دستشه با تو ۱۸۰ درجه فرق داره ؟
yashar
yashar
دهه شصت : یعنی شیفت صبح مدرسه آخر حال و شیفت بعد از ظهر ضدحال یعنی عشق زنگ ورزش و با زیرشلواری مدرسه رفتن یعنی بخاری نفتی و مکافات روشن کردنش یعنی از این تمبر کوچیکا بسته ای ۱۰تا تک تومن یعنی بوی نارنگی و سیب قاچ شده توی کیف یعنی بستنی خوردن و تکرار “بستنیش خوشمزه تره مامان !”
صفحات: 2 3 4 5 6