yashar392 - 7asemon
درباره من : ﺁﻫﺎﯼ ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺘﻮ ﻣﯿﺨﻮﻧﯽ . . . ﺁﺭﻩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩِﺗَﻢ ... ﺍﺯ ﺧُﺪﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﻭ ﻗﺸﻨﮕِﺖ ﺑِﺮﺳﯽ . ﺗﻮ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻭ ﺳﺎﯾﺮﯾﻦ ﺩﻋﺎ ﮐﻦ:)
 

مشخصات

موارد دیگر
yashar
مهربون
1361-12-04
m - مجرد
اسلام
آذربایجان شرقی
rangkar
وزن: 70 - قد: 180
رفته ام
c6_01

دنبال‌کنندگان

آخرین بازدیدکنندگان پروفایل

در صورتی که تمایل دارید yashar را دنبال کنید باید ابتدا وارد سایت شوید!
yashar
yashar
یادش بخیر یه تفریح سالمی که داشتیم تو نوجوونی این بود که، شبا با بچه های محل میشستیم راجب جن و روح صحبت میکردیم و هممون از ترس زهر ترک میشدیم :|
دیدگاه · 1392/05/20 - 23:45 در بی خیال غم دنیا شاد باش · 1 امتیاز + / 0 امتیاز -
yashar
yashar
با داییم رفته بودم موبایل بخریم داییم به فروشنده گفت : به نظر شما کدوم رنگو بخریم ؟ فروشنده : والا این به سلیقه ی شخصیتون برمیگرده من نمیتونم نظری بدم ! داییم : حالا شما اگه بودی کدومو میخریدی ؟ فروشنده : چی بگم والا ! شما باید بپسندین سلیقه ها متفاوته ! داییم : سلیقه ی شما کدومو میپسنده ؟ فروشنده : والا من اگر بودم نقره ای رو میخریدم ! داییم : پس اگر زحمتی نیست اون مشکی رو به ما بده … فروشنده با تعجب گفت چرا مشکی ؟ داییم : اون نقره ایه حتما مشکلی داره که اصرار داری به ما بندازیش ! من :| فروشنده :| داییم :D
دیدگاه · 1392/05/20 - 23:45 در بی خیال غم دنیا شاد باش · 1 امتیاز + / 0 امتیاز -
yashar
yashar
دهه شصت یعنی این جمله : پاهای پرتوان ، برسید به داد این ناتوان !
yashar
yashar
روزای اول که تلفن اومده بود خونمون تا زنگ میخورد ۱۶نفر رو تلفن بودن ! ولی بیچاره الان تلفنمون باید بسوزه تا یکی برش داره !
yashar
yashar
روز تولد بابام با کلی ذوق و شوق یه ساعت مچی بهش کادو دادم برگشته میگه ممنونم پسر گلم ولی احتیاجی به این کارا نبود همین که سعی کنی تو زندگیت آدم باشی برای من با ارزش ترین هدیه س … من :|
yashar
yashar
یادش بخیر وقتی قارچ خور یا میوه خور بازی میکردیم و کلی مرحله میرفتیم جلو ، سِیو که نمیشد لامصب ، بعدِ یه مدت دستگاه داغ میکرد و بازی گیر میکرد ! یعنی از شکست عشقی بدتر بود :(
yashar
yashar
یه لشگر از فامیلامون حمله کردن خونمون ، هرچند دقیقه یه بار هم یه چیزیو بچه ها میزنن میشکونن … پسرخالم برگشته بهشون میگه بچه ها چیزایی که نمیشکنه رو الکی زمین نندازید !
yashar
yashar
میدونید بهترین روز واسه ما ده شصتیا چه روزی بود ؟ روزی که مشق نمینوشتی بعد فردا معلمت مشقاتو نگاه نمیکرد … مگه نه ؟! :)
yashar
yashar
یه بار با خانواده داییم رفته بودیم بیرون داییم پاش گرفت لبه جوب افتاد توی جوب دختر دایی گودزیلام اومده میگه بابا بابا صدای قوطی در بیار ضایع نشی ! ما :o داییم :?: قوطی :| دختر داییم :D
yashar
yashar
اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم ؛ مامانمونم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده و مام ذوق مرگ می شدیم :oops:
دیدگاه · 1392/05/20 - 23:27 در بی خیال غم دنیا شاد باش · 1 امتیاز + / 0 امتیاز -
yashar
yashar
دقت کردین همیشه احساس می کنیم لباسهای دوستامون، بیشتر از لباسهای خودمون بهمون میاد ؟ :D
دیدگاه · 1392/05/20 - 23:27 در بی خیال غم دنیا شاد باش · 1 امتیاز + / 0 امتیاز -
yashar
yashar
یادش بخیر هروقت تو کلاس هر اتفاقی میفتاد، مینداختیم گردن شیفت مخالفی ها ;)
yashar
yashar
پریشب به بابام گفتم خواب دیدم زلزله اومده ، فردا ظهرش زاهدان زلزله اومد ؛ بهش میگم میبینی ؟؟؟ بهم الهام شده بوداااا میگه خب بعضی از جانوران این ویژگی هارو دارن ! من برم زنگ بزنم آتشنشانی شاید خبری از پدر و مادرم داشته باشن ! :|
yashar
yashar
دقت کردین وقتی داری به شدت دنبال چیزی میگردی همون چیزی رو پیدا می کنی که دفعه پیش شدیدا دنبالش می گشتی ؟ :|
yashar
yashar
یکی از فانتزیام اینه که : شکست عشقی بخورم ، در حد ایران ، مالدیو ! بعد با یه پاکت سیگار ( ترجیحا مارلبورو قرمز پایه بلند ) بیفتم تو خیابونا ( بی ام دبلیوم تعمیر گاهه ) و همین جوری قدم بزنمو و سیگار بکشم ! بعد یکی‌ بیاد از من به پرسه آقا آتیش داری ؟! منم بگم تو دلم عآره ! بعد یارو سیگارش رو بیاره سمت دلم که روشن کنه ! منم بهش بگم ، عـــه آغآ اینجارو ، بابات پشت سرته ! بعد تا یارو برگشت ، برم تو افق محو بشم ! وقتی هم میرم افق از مغاز یه بسته تیغ ( ترجیحا تیغ تیز ) بخرم ، برم پیش مجید خراطها ! :D
صفحات: 1 2 3 4 5