tak - 7asemon
درباره من : آروم
 

مشخصات

موارد دیگر
مجتبی
آروم و عادی
1365-06-20
m - مجرد
اسلام
خراسان رضوی
لیسانس
وزن: 65 - قد: 180
رفته ام
سامسونگ
پراید
ورزش،بازیگری،موسیقی

دنبال‌کنندگان

(9 کاربر)

آخرین بازدیدکنندگان پروفایل

در صورتی که تمایل دارید مجتبی را دنبال کنید باید ابتدا وارد سایت شوید!
مجتبی
مجتبی
وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغ ها مي كند پر هايش سفيد مي ماند ولي قلبش سياه مي شود ............دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اصراف محبت است
دیدگاه · 1394/06/25 - 10:47 · 0 امتیاز + / 1 امتیاز -
مجتبی
مجتبی
دل يعني چه؟ دل يعني دل، نه يعني مغز مغز از آن صاحب مغز است و صاحب مغز متعلق به خانواده اش و خانواده اش منسوب به شهرش و شهرش مربوط به مملكتش ببين چه حسابش روشن است و معين و منطقي ! مو به درزش نمي رود! مغز يكي از اعضائ پيكر صاحبش است. همين! اما دل معجزه بزرگ و شگفتي است. حساب ديگري دارد. دل چيست؟ دل آن آدم فهميده اهل درد خوب با حالت لطيف عميق مرموزي است كه در اعماق درون بعضي از موجودات راست بالاي دو پا مخفي است
دیدگاه · 1394/06/25 - 10:46 · 1 امتیاز + / 1 امتیاز -
مجتبی
مجتبی
به من تكيه كن!من تمام هستي ام را دامني مي كنم تا تو سرت را بر ان بنهي!تمام روحم را اغوشي مي سازم تا تو در ان از هراس بيا سايي!تمام نيرويي را كه در دوست داشتن دارم دستي مي كنم تا چهره و گيسويت را نوازش كند!تمام بودن خود را زانويي ميكنم تا بر ان به خواب روي!خود را,تمام خود را به تو مي سپارم تا هر چه بخواهي از ان بياشامي,از ان برگيري,هر چه بخواهي از ان بسازي ,هر گونه بخواهي باشم! از اين لحظه مرا داشته باش!
دیدگاه · 1394/06/25 - 10:46 · 0 امتیاز + / 3 امتیاز -
مجتبی
ourlife.jpg مجتبی
کاش دلم عقاب بود که در سیلاب زمانه به جای گشتن پی آشیانه به بالای ابر ها پرواز می کرد دیگر تاب ماندن ندارم شوق دیدارش دلم را کور کرده باز دلم تنگ است خدایا دریاب این بنده غافلت را می ترسم گم شوم دستم را محکم بگیر و بسپار در یادم هرگز یاد زیبایت از یادم نرود به قاصدک ها بسپار خبر از گمشده ام بیاورند در شب تاریک به شب تاب ها بسپار راهم را قدری روشن کنند مبادا بلغزم راه به سوی منزل دوست می برم امشب درختان اقاقی را بگو دلم عجیب هوای خانه کرده دلم پر می کشد سویش خدایا راه تو دور نیست امشب بمان با من دلم خیلی تنهاست
دیدگاه · 1394/06/25 - 10:45 · 1 امتیاز + / 1 امتیاز -
مجتبی
my-god.jpg مجتبی
صبر کن سهراب گفته بودی قایقی خواهم ساخت قایقت جا دارد؟ آری تو راست میگویی آسمان مال من است پنجره, فکر, هوا, عشق, زمین مال من است اما سهراب تو قضاوت کن!!! بر دل سنگ زمین جای من است؟ من نمیدانم که چرا این مردم، دانه های دلشان پیدا نیست... کجایی سهراب؟ آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند... وای سهراب کجایی آخر؟ زخم ها بر دل عاشق کردند، خون به چشمان شقایق کردند... تو کجایی سهراب؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند، همه جا سایه ی دیوار زدند کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالی است! دل خوش نایاب است! دل خوش سیری چند؟! صبر کن سهراب قایقت جا دارد؟
دیدگاه · 1394/06/25 - 10:43 · 2 امتیاز + / 0 امتیاز -
مجتبی
مجتبی
كاش بارانی ببارد قلبها را تر كند بگذرد از هفت بند ما صدا را تر كند قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها رشته رشته مویرگهای هوا را تر كند بشكند در هم طلسم كهنه ی این باغ را شاخه های خشك بی بار دعا را تر كند مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت سرزمین سینه ها تا نا كجا را تر كند چترها تان را ببندید ای به ساحل مانده ها شاید این باران كه می بارد شما را تر كند
دیدگاه · 1394/06/25 - 10:41 · 2 امتیاز + / 0 امتیاز -
مجتبی
مجتبی
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد در دام مانده باشد، صيّاد رفته باشد آه از دمي كه تنها با داغ او چو لاله در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد خونش به تيغ حسرت يارب حلال بادا صيدي كه از كمندت آزاد رفته باشد از آه دردناكي سازم خبر دلت را روزي كه كوه صبرم بر باد رفته باشد پر شور از حزين است امروز كوه و صحرا مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد
دیدگاه · 1394/06/25 - 10:41 · 2 امتیاز + / 0 امتیاز -
مجتبی
مجتبی
چه سکوت بدی این فضا رو گرفته کاش کمی فعال تر بودن دوستان
دیدگاه · 1394/06/25 - 10:38 ·
مجتبی
مجتبی
سلام کسی انلاین نیست؟
دیدگاه · 1394/06/25 - 10:37 · 1 امتیاز + / 0 امتیاز -
مجتبی
مجتبی
سلام من تازه عضو شدم لطفا من راهنمایی کنید