kimiya - 7asemon

مشخصات

موارد دیگر
kimiya
بیخیال
1365-09-01
f - مجرد
اسلام
خراسان جنوبی
فوق دیپلم
دانشجو
وزن: 60 - قد: 140
نرفته ام
نمی کشم
havaei
pajoro

دنبال‌کنندگان

(49 کاربر)

آخرین بازدیدکنندگان پروفایل

در صورتی که تمایل دارید kimiya را دنبال کنید باید ابتدا وارد سایت شوید!
kimiya
kimiya
ما که وزنی نداریم خدایا!!!پس چرا به دل دیگران سنگینی میکنیم??
دیدگاه · 1392/06/13 - 11:31 · 1 امتیاز + / 0 امتیاز -
kimiya
kimiya
ببین چقد قانع شدم... من باشم... تو باشی... یک قوری چای... و دیوان خواجه... همین...
دیدگاه · 1392/06/13 - 11:30 ·
kimiya
kimiya
چه بارانی!!! اما چه فایده؟؟ تو نیستی و باران بی تو.... یعنی سوزاندن تن سیگار...
دیدگاه · 1392/06/13 - 11:29 ·
kimiya
kimiya
آدمها هرچقدر بزرگتر میشوند دلشان بیشتر بغل میخواهد حتى بیشتر از وقتى که کودک بودند !
دیدگاه · 1392/06/13 - 11:28 ·
kimiya
kimiya
@milad روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت آمدم پاک کنم عشق تورا بدتر شد... . . خلاصه گند زدی به فرشمون {-1-}{-1-}{-1-}
kimiya
kimiya
خدایا من اینجا دلم سخت معجزه می حواهد و تو انگار معجزه هایت را گذاشته ای برای روز مبادا..................
دیدگاه · 1392/06/13 - 11:26 ·
kimiya
kimiya
ای کاش طوری زندگی بکنیم که قبل از اینکه بمیریم ، آدمها به خاطرمون دوره هم جمع بشن و باهم بخندیم نه وقتی مردیم تو مسجد با هم دیگه و به ما بخندن .
دیدگاه · 1392/06/13 - 11:26 ·
kimiya
kimiya
کدوم صدا قشنگتره؟ 1- صدای رودخونه وقتی رو چمنزار دراز کشیدی؟ 2-صدای خنده ی یه نوزاد؟ 3- صدای پرکشیدن هم زمان چندتا کبوتر از قفس؟ 4- صدای نفس نفس زدن عشقت که بدو بدو اومده تلفنتو جواب بده؟
دیدگاه · 1392/06/13 - 11:24 ·
kimiya
kimiya
بگذار به آسمان برسد بلندای آرزوهایت امید دیگری باشد. استواری شانه هایت پشت به دیروز به سوی فرداها باش که من اینجا با تو هستم رفیق بی کسی هایت
دیدگاه · 1392/06/13 - 11:23 ·
kimiya
kimiya
پشت ِ هر مرد ِ موفّقی ... . . . خیلی جای ِ خنجر هست ...{-54-}{-54-}
دیدگاه · 1392/06/13 - 11:22 ·
kimiya
kimiya
چشم هایم را می بندم گوش هایم را می گیرم زبانم را گاز می گیرم وقتی حریف افکارم نمی شوم چه درد ناک است فهمیدن. هر چقدر عینکم را تمیزتر میکنم ، دنیا کثیف تر میشود.
دیدگاه · 1392/06/13 - 11:22 ·
kimiya
kimiya
مادر میگه من خودم رو از درد و غصه کشتم/کاش میدونست با دعاش گرمه و قرصه پشتم/کاش میدونست نصیحت حرفهاش رو میگیرم/کاش میدونست میمیرم تا اشک هاش رو میبینم
دیدگاه · 1392/06/13 - 11:21 ·
kimiya
kimiya
با سکوت می توان شکفت، شکست، خندید، بارید، ترسید، شنید. در او می توان نشست و هیچ نگفت و تنها در سکوت است که می توان فاصله ها را با گوهر خیال، پیوند داد.
دیدگاه · 1392/06/13 - 11:20 ·
kimiya
kimiya
هنوزم تو پیاده رو قدم که میزنم نونی دیدم میذارم کنار لگد نمیزنم هنوزم پاتوقم تفریحاتم رود خونه و نهره پاتوق آرامششم هم زور خونه شهره من همیشه از اشک و گریه شدید خیس خیسم وقتی با تمام غرور از شهید مینویسم
دیدگاه · 1392/06/13 - 11:20 ·
kimiya
kimiya
تنها نشسته‌ای چای می‌نوشی و بغض می کنی هیچ‌ کس تو را به یاد نمی‌آورد! این همه آدم،روی کهکشان به این بزرگی و تو ...حتی آرزوی یکی نبودی...
دیدگاه · 1392/06/13 - 11:19 ·
صفحات: 10 11 12 13 14